Sunday, June 12, 2005
Tuesday, May 24, 2005
Wednesday, March 02, 2005
.تا زمانی که این وبلاگ را درست نکنم چیزی توش نمی نویسم
هر چه که تایپ می کنم به هم می ریزه و وقت زیادی ازم می گیره تا
! مرتبش کنم
Sunday, February 27, 2005
.مراسم اسکار را تماشا می کنم باید درس بخوانم و اصلا حوصله ندارم
در طول هفته هم فرصت نمی کنم ، کار جدیدی که شروع کرده ام در بانک است و
در حدود یک ماه دوره کار آموزی را باید بگذرانم . از ساعت 9 تا 6 سر کار هستم و
.از آنجایی که کاری اجازه ندارم انجام دهم ساعتها برایم کشنده هستند
تا این دوره کارآموزی را تمام نکنم وضعم همین است
.تنها حسنی که دارد این است که برای هیچ کاری نکردن به من حقوق می دهند
.خلاصه آنکه آنقدر بعد از ظهرها خسته هستم که قدرت درس خواندن ندارم
از صبح هم روی مبل ولو شده ام و تلویزیون تماشا می کنم
سه کتاب جدید دارم که می خواهم بخوانم اما وقت و حوصله اش را ندارم
برای امتحان جی آر ایی باید آماده بشوم و حفظ کردن این لغات عجیب و غریب برایم
!مانند سوهان روح شده
تنها کار مفیدی که دیروز کردم این بود که بعد از مدتها رفتم و موهایم را کوتاه کردم
.مویی که تا کمرم بود و حالا تا پایین گردنم است
دلم می خواهد هیلری سونک جایزه را ببرد من بازیش را در فیلم دختر میلیون دلاری خیلی دوست داشتم
.فیلم هم که عالی بود
!از صبح فقط دارند در مورد لباسها حرف می زنند یکنفر در مورد فیلمها چیزی نمی گوید
!این آمریکاییها چقدر سطحی هستند
خوب دارند همه می روند داخل سالن من هم بروم ببینم کی بالاخره می برد
کتاب بازاریابی ارتباط با مشتریان هم زیر میز افتاده و حاشیه نارنجی رنگش مثل پتک به
.سرم می خورد ،دو هفته دیگر امتحان دارم
Monday, February 21, 2005
Iranian Idol??
در خواندن دارند و درنهایت از بین حدود دویست سیصد نفرشرکت کننده بهترین
فرد انتخاب می شود و در واقع از این طریق دروازه هالیوود را برای کسانی که
.هیچ امیدی به ورود به آن ندارند باز می کنند
این مسابقه چندین مرحله دارد در مراحل اولیه سه داور بهترینها را انتخاب می
کنند و
در آخرین مراحل این مردم هستند که به خواننده مورد علاقه خود رای می دهند
برای ایرانیان برگذار شود
کسانی هم که در ایران هستند می توانند در این مسابقه شرکت کنند فقط مشکل این است که
باید در زمان مراحل پایانی قادر باشند به آمریکا مسافرت کنند
البته برای ایرانیان از هالیوود خبری نیست و به نظرم فقط جایزه می گیرند
. ولی در هر حال اگر استعدادی دارید یک سری به این سایت بزنید
Sunday, February 20, 2005
آبی
.محلولی که معمولا برای تمیز کردن پوست صورتم از آن استفاده می کنم، آبی رنگ است
.مایعی که لاک ناخن را با آن پاک می کنم آبی است
امروز زمانی که می خواستم محلول صورتم را بردارم اشتباها لاک پاک کن
را برداشتم و شروع کردم با پنبه روی صورتم کشیدن، احساس می کردم کمی فرق کرده و
. پوستم را می سوزاند ولی آنرا چندان جدی نگرفتم
وقتی که کارم تمام شد بلند شدم تا پنبه ها را دور بیاندازم و بطری را سر جایش بگذارم
. تازه چشمم به نوشته روی آن افتاد
.سریع به دستشویی رفتم و صورتم را شستم اما کار از کار گذشته بود
امیدوارم چیز عجیب و غریبی روی صورتم سبز نشود روز سه شنبه اولین روز کاری
! من در بانک است و اصلا دوست ندارم با قیافه ترسناک بروم آنجا
به نظر شما به آدمی با مشخصات بالا چی می گن؟؟؟
Saturday, February 19, 2005
بدون شرح!
.دو شب است که خواب می بینم ایران جنگ شده و بمب باران است.
ولی بمبها که به زمین می رسند سنگ می شوند ولی نه سنگ معمولی، سنگهایی که
.وقتی به زمین می خورند مثل توپ تنیس بر می گردند بالا
برای نسیم تعریف می کردم که شبها کابووس می بینم، او هم می گفت که شب گذشته
... خواب دیده مردم را در خیابانها شلاق می زنند

